سلام به همه دوستان که همیشه منو شرمنده محبتاشون میکنن.

ومعذرت به خاطر تاخیر طولانی که در گذاشتن مطلب جدید داشتم.

امیدوارم منو ببخشید.سال نو رو هم به همتون تبریک میگم و امیدوارم سال خوبی

پیش روتون باشه.این شعر رو همین چندروز پیش واسه اون که خودش میدونه گفتم و

 دلم میخواد منو تو بهتر شدنش یاری کنین..مثل همیشه..خدا کنه خودشم بیاد و بخونه

                           ادامه مطلب یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در چهارشنبه 14 فروردین1392 و ساعت 12:54 بعد از ظهر |

سلام به همه دوستان عزیز و گلم.....انشالله که همیشه شاد و سالم و سربلند باشید.بعد از مدتها دوباره اومدم با یه غزل از خودم که امیدوارم خوشتون بیاد...فقط به خاطر خدا اگه اشکالی دیدین بهم بگین...از نقد شعرم خیلی خوشحال میشم....یاحق

============================

غزلها از تو میگویم تو که لبریز معنایی

غزل هم بی تو تنها میشود تنهای هرجایی

تمام قصه های من صداهای سکوت توست

تو معنایی به فریادم تو خود اوج صداهایی

برایت مثنویها و غزلهای پر از باران

سرودم چون تو بارانی تو دریایی

تو احساسی به اشعارم تو شه بیت غزلهایم

تو آرامش به شبها و تو دلگرمی فردایی

تو برگ سبز درویشی تو از سمت خداوندی

ربودی جان و ایمانم ولی همراز و همپایی

دلم در بحر چشمانت اسیر موجها گشته

که چون دریای بی پایان اهورایی مصفایی

+ نوشته شده توسط امير در سه شنبه 4 مهر1391 و ساعت 2:43 بعد از ظهر |
سلام و عرض ادب دارم خدمت تمام دوستانی که منو فراموش نمیکنن.

امیدوارم که همیشه سالم و سربلند باشین.

ببخشین که ایندفعه واقعا دیر به روز شدم و پست جدید گذاشتم...

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو هم تبریک میگم و از همتون التماس دعا دارم.

این دفعه یه غزل از خودم گذاشتم که دلم میخواد ایراداتشو ونظرات قشنگتونو

بهم بگین.همین پایینه.ممنون میشم.یا حق

 

از لبانم خنده را بر چید و رفت        بر خیالات دلم  خندید  و  رفت

 

روح بی حجم مرا تسخیر کرد        خاطرات کهنه را بوسید و  رفت

 

با نگاهش تا تلاقی شد دلم         از نگاهم بوسه ای دزدید و رفت

 

در کویر تشنه ی مجنون دل         مثل بیدی بی ثمر لرزید و  رفت

 

از خیال کوچه ها تا رد شدم         از  گذار  زندگی  پیچید  و  رفت

 

مثل پرواز کبوترهای   مست         دور آوار  دلم  چرخید   و   رفت

 

تا فراسوی صداهایم رسید           آه....فریاد  مرا  نشنید  و  رفت

 

خاک عمر رفته ام را باد برد          ساده با آهنگ دل رقصید و رفت

+ نوشته شده توسط امير در شنبه 31 تیر1391 و ساعت 6:1 بعد از ظهر |
سلام به همه دوستان....

 امیدوارم که همیشه شاد و پیروز باشین

سال جدید رو هم به همه دوستان و عزیزان تبریک میگم و امیدوارم که

واسه همه انسانها سال خوب و خوشی باشه همراه با

سلامتی و دل خوش

این پست رو هم به درخواست چندتا از دوستان اختصاص دادم به چند تا عکس

در مورد شهر زیبای میمند فارس.همشو خودم گرفتم.اگه زیاد جالب نیست بذارین به حساب

عکاس نبودن من

البته این عکسا رو گذاشتم که قضاوت کنین مقصر کیه که عروس فارس

چرا باید به این روز بیوفته.

البته نظر شخصی بنده اینه که کم توجهی مسئولین شهر وبعضی از

 افراد سودجو وخودخواه باعث شده عروس فارس چهره واقعی خودشو از دست بده

مسئولین با صدور مجوزهای بی رویه برای حفر چاه که باعث خشک شدن

قناتهای اصلی و خالی شدن منابع آب زیرزمینی شده و افراد سودجو و

به نظر من نامرد تر از هر نامردی با قطع درختان،نابودی باغهای

 قدیمی شهر وتبدیل اون زمینها به

زمینهای مسکونی و پر کردن جیباشون به قیمت نابودی شهر زیبای میمند که

اسناد موجود به بیش از دوهزار سال قدمت این شهر شهادت میدن.

بیش از چهارده رشته قنات چیشد؟که هرکدوم بیش از هشتصدسال تاریخ داشتن؟

یکی از بزرگترین قناتهای ایران بعد از قنات بزرگ یزد در میمند قرار داره که

الان فقط بادیدنش غیر از افسوس و حسرت نمیتونیم داشته باشیم

بخدا حق میمند که آوازه گلاب و عرقیاتش تا بزرگترین کشورهای اروپایی و اسیایی رفته و

این حرفه بیش از هزارساله که توی میمند رواج داره این نیست.

با شما هستم آقای شهردار.آقای بخشدار وجناب نماینده محترم شهرستان و تمام کسانی

که خودتونو از این آّب و خاک میدونستین و الان با خیال راحت فقط به خودتون فکر میکنین

به خدا هرکدوممون که بتونیم کاری انجام بدیم برای

بازسازی شهر و رونق گذشتش و  انجام ندیم خائنیم.خائن به

شهرمون میمند و به مردم اصیل و خونگرم میمند فارس.

شما چی فکر میکنین؟؟؟؟؟؟؟

ببخشید که زیاد حرف زدم.عکسا تو ادامه مطلبه.حتما ببینین


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در دوشنبه 22 اسفند1390 و ساعت 1:17 قبل از ظهر |
سلام به تمام دوستان و عزيزان بهتر از جانم


اميدوارم که ايام هميشه به کام باشه و دلاتون لبريز اميد و

سالي پر از ازدواج واسه مجردا و شادکامي واسه همه باشه


اين دفعه هم خوشحال ميشم که با نظراتون منو ياري کنين که

 بتونم شعرامو(البته اگه بشه بهشون گفت شعر)بهتر و بهتر کنم.

خب اگه حوصله دارين بخونين


ادامه مطلب يادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در شنبه 29 بهمن1390 و ساعت 1:39 بعد از ظهر |
سلام به همه دوستای گلم....

 

امیدوارم که همیشه خوش و سلامت باشین

 

این پست رو هم میخوام یه قطعه شعر از خودم بذارم

 

امیدوارم که خوشتون بیاد...

 

میخواستم چندتا عکس هم بذارم که متاسفانه سایت بهاربیست و پیچک

 

فیلتر شدن و منم که خدای اینترنتفیلترشکنم ندارم و

 

مجبورم خشک و خالی شعر و بذارم..شما ببخشین

ادامه مطلبو یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در جمعه 9 دی1390 و ساعت 11:13 بعد از ظهر |
بعد از مدتها بالاخره نت خونگیم راه افتاد و تونستم یه

سلام و عرض ادبی خدمت تمام دوستانی که

تو این مدت منو تنها نذاشتن و فراموشم نکردن به جا بیارم...خدارو شکر

به خدا دلم شده بود یه کوچولو.به هر حال از همتون معذرت میخوام که

دیگه زیاد طول کشید

این پست رو با یه دو بیتی و یه نیمچه شعر نو از خودم براتون میذارم..

البته سر فرصت به درخواست چندتا از دوستان چندتا عکس میذارم..

خب حالا شعر.....که تو ادامه مطلب میتونین بخونینش...

                     ادامه مطلب یادتون نره

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در پنجشنبه 17 آذر1390 و ساعت 6:53 بعد از ظهر |
 

بار الها ای خدای عدل و داد

هر که کرده یادی از ما زنده باد

ما که معتاد رفیقیم و خمار روی دوست

........در مرام ا نباشد ترک این نوع اعتیاد

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوستان

قبل از هرچیز باید از همتون معذرت خواهی کنم که اینقدر دیر

به روز میشم...


  !!!!!!!!!!ولی این دفعه عذرم موجهه..اخه دیگه به قشر متاهلین پیوستم

ادامه مطلبو یادتون نره.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در یکشنبه 10 مهر1390 و ساعت 1:5 بعد از ظهر |
سلام دوستان.....نماز و روزه های همتون قبول باشه ایشالله..

متن زیر و بخونین و اگه بد میگم بگین بد میگی.منتظر جواباتون هستم

متاسفانه این روزا توی هر وبلاگی که میری این پیامو میبینی،

حداقل توی شصت یا هفتاد درصدشون هست اگه تو همشون نباشه.

تورو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست
اینو به 20 نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد
مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد 20 میلیون به دست اورد.به دست کس دیگری رسید
عمل نکرد پسرشو از دست داد.اگر به زینب اعتقاد داری اینو واسه 20
نفر بفرست.............
20 روز دیگه منتظر معجزه باش!!!

اول:بر اونی که به بی بی زینب(س)و به الطاف و کرمش نسبت به شیعه اعتقاد نداره،لعنت...بشمار.......!!!!

دوم:خدا خودش شاهده که حدود چهارسال قبل دقیقا همین پیام،

حتی بدون جا انداختن یه واو،روی تلفن همراه منو بسیاری از دوستان اومد.

شاید واسه شما هم فرستاده بودن،بالاخره خیلیامون اهمیت ندادیم و خیلیامونم

رو حساب اینکه علی(ع)و بچه هاشو واقعا دوست داریم و برامون عزیز هستن،

این پیامو فرستادیم واسه خیلیا.

حالا خداوکیلی،شنیدین یا دیدین کسی معجزه ای درباره این پیام دیده باشه یا

بی اهمتیش نسبت به این پیام،باعث بدبختیش شده باشه..خودتون قضاوت کنین.

سوم:شک نکنین که این حرکتا فقط از وهابیت و بهاییت سرچشمه میگیره و

فقط میخوان با اعتقادات شیعه بازی کنن و پشت سرمون بهمون

 بخندن که منطق شیعه هارو ببین..با یه پیام چیکار میکنن و این حرفا.

چهارم:اگه نمیدونین،از حالا بدونین:تمام مراجع بزرگ تقلید شیعه و

 حتی بعضی از مراجع تقلید 

اهل تسنن،این حرکتارو واین حرفارو تکذیب کردن و

 همگی گفتن که به این چیزا اهمیت ندین.

اینا کار فرقه وهابیته برای تفرقه بین شیعه ها...

پنجم:چقدر هم دقیق و با اطمینان میگن مثلا بیست روز یا

 هفت ساعت و چهل و سه دقیقه و هفده ثانیه دیگه منتظر معجزه یا بلا باش..

ششم:بچه ها و دوستای گلم..خداوند به انسان عقل داده که

 راه رو از چاه تشخیص بده

حالا ما از این عقل،بزرگترین نعمت خدادادی استفاده نمیکنیم،تقصیر خدا چیه

از من به عنوان برادر کوچیکترتون بشنوید،حضرت علی(ع) و بچه هاش تا

برسه به صاحب عصر(عج)ارزششون خیلی بیشتر از این حرفاست که وهابیا بتونن

با این خرافات ارزش اونارو پیش ما کم کنن..اونا فکر میکنن میتونن با

مزخرفات بین شیعه ها اختلاف بندازن.نمیدونن که ما

 صاحب و بالا سری داریم به اسم مهدی(عج)که مثل خورشید پشت ابر هم 

که واسه زمین مفیده،حتی از پشت ابر هم نور و رحمتشو حس میکنیم و

 ازش بهره مند میشیم...

هفتم:ببخشید دوستان اگه زیاد حرف زدم.با هرجای حرفم مشکل دارین بهم بگین.ممنونپیشاپش عید فطر رو هم به همتون تبریک میگم

                             یادمان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد

                    مهدی فاطمه را یاد کنیم،او تنهاست

                                        

+ نوشته شده توسط امير در یکشنبه 6 شهریور1390 و ساعت 2:7 بعد از ظهر |

سلامی دوباره به همه دوستان که همیشه منو شرمنده خوبیها و

محبتای خودشون میکنن.قبل از هرچیز این روزهای پر از رحمت و مهربانی

و خلاصه پر از خدا رو به همتون تبریک میگم و امیدوارم این دوست و کوچیکتونو

از دعای خیر خودتون بی نصیب نکنین

در مورد این شعرم فقط اینو بگم که در مورد یکی از دوستان خیلی خوبم گفتمش

که ازم دوره ولی همیشه جاش تو دلمه

(واسه دختر نیست.از الان گفته باشم که خدای نکرده در مورد من فکری نکنن)

به هر حال همیشه دوستون دارم....یاحق..... 

سلام ای نازنین ای ماه قلبم              تو خورشیدی میان راه قلبم

تو معنای کلام عشق هستی             تو سرشار از سلام عشق هستی

تو عمق معرفت لبریز نوری                  صفایی.با دلم انگار جوری

تو یک محبوبه ی محبوب هستی         کلید رمز خیلی خوب هستی

مرام و معرفت را دل ربودی                  به دنیای رفاقت"مرد"بودی

مه تابان ز او شرمنده گشته               ز عطرش پود من اکنده گشته

خلاصه ان گل زیبا به دنیا                   فقط یکدانه باشد:نام(خودش میدونه 

ز خاک پاک ایران شد سرشتش         رفاقت با کسی شد سرنوشتش

که نامش پادشاه و خود گدا بود          ز دنیای سوسولیت جدا بود...خودمو میگما

*امیر یک نوجوان خسته دل بود*          ز خوبیهای لیلایش خجل بود

خلاصه یک گل و ماهی تمام است      گل من همچو دریایی به جام است

نمیدانم چه حس آشناییست            که از امروز و فردایم جدا نیست

دلی دارد خلیجی مهد احساس         رخ او شاخه سنبل.گل یاس

خدا چون او گلی بهرم نداده              چه زیبا سایه اش در دل فتاده

درون سینه ام غوغا نموده                دری تازه به رویم وا نموده

چنان طرز نگاهم داده تغییر                که خواب من فقط با اوست تعبییر

دلم را برده و بنشانده کنجی              چو مرغی.گوشه ارام و دنجی

بلی من در دلش تا جای دارم              سرم از شانه هایش بر ندارم                                                          

               زبان و قلب او دارند پیوند                     خدایا کی شود آید به میمند

                

+ نوشته شده توسط امير در سه شنبه 11 مرداد1390 و ساعت 2:52 بعد از ظهر |

رو سیاهم...خوب میدانم...

دل شکستم بیشمار.....

ولی بر لطف تو امید بسیار دارم..

ای طلوع صبح روشن..

وی صدای عدل و داد..

ای که خورشید به خاکت بزند بوسه و

ماه،

از گل روی تو شرمش شده و روی بپوشاند از این جلوه زیبا و

پر از معرفتت.......

یا مهدی بیا شام تاریک ما را سحر کن

تا به کی انتظار و تا به کی دعای ندبه....

میخوام راحت حرف بزنم..اونجوری سخته...اقا خیلی خودمونی بهت بگم

بخدا دلم خیلی گرفته اقا..نمیدونم چی بگم دیگه..

 دلم خیلی پره...

میدونم که فقط ادعای شیعه بودن شما رو دارم.

ولی تو رو به جان مادرت زهرا ببخش منو،خودت میدونی که

چقد دوست دارم...

هیچوقت شیعه خوبی نبودم...میدونم...

حداقل به خاطر خوبای درگاهت..

هیچوقت نتونستم درست و حسابی باهات

حرف بزنم.اخه به منم میگم بنده...دوستی یه جا نوشته بود

حس میکنم دارم از خدا دور میشم 

واقعا..

وقتی اون داره اینجوری میگه من دیگه چی بگم...

اونی که به نظر من از برگ گل پاکتره..

میبینی ،حتی حرف زدن باهاتم بلد نیستم

اونوقت توقع کرم و بخشش تو رو هم دارم

ولی میدونم با همه بدیام،تو اونقد معرفت و کرمت زیاده که

تنها کاری که در برابر بدیای من میکنی اینه که دستاتو رو

به خدا میکنی و میگی اونو به من ببخش 

نمیدونسته..

به لطف و کرمت امید داره.

اقای من،امید من،سرور من

نمیدونم  روز تولدتونو رو گریه کنم یا بخندم

.اخه اینقدر غربت و تنهایی و غم و غصه کوه رو هم از پا میندازه.

ولی شما...

شما اونقدر با معرفتی که فقط به خدا میگی

ببخششون برمیگردن و توبه میکنن...

دیگه نمیدونم چی بگم...بخدا حرفام  واست زیاده اقا.

ولی وقت گفتن که میرسه انگار که به زبونم قفل میزنن.

تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی

دلبر ما دل ما برد و به ما رخ ننمود

اللهم عجل لولیک الفرج

ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است

همگی بر انیم که این ذکر جهانی بشود

+ نوشته شده توسط امير در شنبه 25 تیر1390 و ساعت 2:25 بعد از ظهر |

آلوده هوا شده.دمیدن ممنوع

آدم شده سیب سرخ و چیدن ممنوع

دنیا شده شب پر از سکوت و تردید

در این شب سرد آرمیدن ممنوع

دیگر ز لالالا خبری نیست،چرا

هرقصه خوب و بد شنیدن ممنوع؟

وقتی که عزا به دل شقایق دارد

در سایه ی نسترن لمیدن ممنوع

بر مرغ سبکبال سحرگاه بگو

این شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع

سرمشق شب دل شده سوگ یاران

سمت خوشی و عیش دویدن ممنوع

هرچند که غمخانه دل پر زهیاهوست

خاموش!! که فریاد کشیدن ممنوع

Click to view full size image

+ نوشته شده توسط امير در دوشنبه 23 خرداد1390 و ساعت 3:34 بعد از ظهر |
                            

دنیا را نمیخواهم...ارزانی خودتان

آدم بودن شما گونه را نمیخواهم...آن هم ارزانی خودتان

گدای محبت کسی نیستم...پس محبتتان هم ارزانی خودتان

 

این فقط یه دلنوشته است

به دل نگیرین

ادامه مطلبو یادتون نره


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در جمعه 13 خرداد1390 و ساعت 11:51 قبل از ظهر |

سلام به دوستای گلم

قبل از هرچیز از همتون معذرت میخوام که  یه کم دیر به دیر به روز میشم

این پست رو میخوام با چند تا سخن از کوروش بزرگ شروع کنم و

با یکی دوتا  شعر کوچیک از خودم تمومش کنم

اگه موردی توی شعرا دیدین حتما بهم بگین

ممنون میشم

او که میتواند بیازارد و نمی ازارد بزرگی اسمانها و زمین از اوست........

همیشه گورستانی در دلت برای دفن خطاهای دوستانت بساز.........

هرگز زانو نمیزنم حتی اگر اسمان به کوتاهی قامتم شود.......

                            

                                 اسمان   خواب  مرا  تعبیر  کرد

                              بر  دلم  داغ  تو  را   تقدیر  کرد

                           اسمان گویی که با من دشمن است

                             رگ به رگ عمرم به غم تفسیر کرد 

     

                  ای لاله ی سر به زیر عاشق ز چه دلسوخته ای تو

                چشمان گهر ریز و غمینت به زمین دوخته ای تو                      

                   ای اشک تو هر قطره دو صد قصه ی تبدار                            

              این شیوه ی عشقو عاشقی را ز که اموخته ای تو

  

اینم تقدیم به استاد عزیزم اقای دلجویی(دایی حسین)

    

                 شهر گل گردیده خوش منظر ز لعل جام تو         

                جان و دل مبهوت شد از واژه ی ایهام تو

                 نام تو تا بر زمین بردم رخش گلزار شد

                وای از جادوی چشمان و فسون نام تو 

 

+ نوشته شده توسط امير در دوشنبه 26 اردیبهشت1390 و ساعت 3:16 قبل از ظهر |
امیرررررررررررر
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در شنبه 17 اردیبهشت1390 و ساعت 11:45 بعد از ظهر |
سلام به دوستان گلم

به درخواست چندتا از دوستان این پست رو اختصاص دادم به

یه سری تصویر از شهر زیبای میمند فارس

امیدوارم خوشتون بیاد......

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در شنبه 10 اردیبهشت1390 و ساعت 8:22 قبل از ظهر |

  دمت گرم . . .

همین که یاد من  کردی        دمت  گرم

همین که  مرهم   دردی      دمت    گرم

بسا  رفتند  و  هرگز       بر       نگشتند

همین که باز می   گردی        دمت گرم

 ز بس عشق و صفا  در    سینه     داری

برایم    عشق   آوردی           دمت  گرم

به   کام   تشنه ام  در    ظهر      جوشان

چو آبی ،  جرعه ای   سردی    دمت  گرم

میان       مردمان       این              زمانه

مرامی ،  معرفت ،   « مردی »   دمت گرم

میان     دشت  های   عشق   و       امید

پی    همدرد  می   گردی        دمت گرم

میان         نامرادی         های       دوران

به   جنگ   غم    همآوردی     دمت   گرم

 عزیزم      بین    غمهای      دل        من

همین   که  یاد  من  کردی   دمت      گرم

تو  در  گل     واژه های      ذوق     شعرم

گل      داوودی     فردی      دمت      گرم

میان  این          همه       وبلاگ       تیره

تو   سبزی  ، قرمزی  ،  زردی  دمت   گرم

 **            **             **

تقدیم به گل رویت ...

                                                     شعر از استاد دلجویی

+ نوشته شده توسط امير در چهارشنبه 31 فروردین1390 و ساعت 10:58 بعد از ظهر |

پرستوی مهاجرم،چرا ز لانه میروی

اگر ز لانه میروی،چرا شبانه میروی

قرار من،شکیب من،مهاجر غریب من

فدای غربتت شوم که مخفیانه میروی

حیات من،امید من،علی بود خجل زتو

که با کبودی بدن ، ز تازیانه میروی

کبوتر شکسته پر،مرا به همرهت ببر

چرا بدون همسرت، ز اشیانه میروی

فتاده بر دلم شرر،که تو در این دل سحر

ز همسرت غریبتر،برون ز خانه میروی

همای بی ترانه ام ، چرا ز اشیانه ام

به کوی بی نشان خود،پر از نشانه میروی

الا به رخ نشانه ات،مگر شکسته شانه ات

که موی زینب خودت،نکرده شانه میروی

چهار طفل خونجگر، زنند در غمت به سر

تو بر زیارت پدر ، چه عاشقانه میروی

 

(سازگار)

                               ایام شهادت حضرت فاطمه(س) رو

                                 به همه دوستان تسلیت میگم

+ نوشته شده توسط امير در شنبه 27 فروردین1390 و ساعت 10:50 بعد از ظهر |

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

سلام به دوستای گلم

 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com 

امیدوارم که سال جدید رو با خوبی و خوشی و سلامتی شروع کرده باشین.

 

 

این پست رو بخاطر این میذارم یه کمی هم که شده در مورد شهر میمند

 

بیشتر بدونین

.

شهر ما در صدکیلومتری جنوب شرق شیراز واقع شده و

 

شهر در بین چهار کوه زیبا و با عظمت وپر درخت واقع شده

 

بافت مسکونی شهر هم در بین باغات گل محمدی ،انگور وبادام و گردو قرار داره

.

انصافا شهر میمند زیباست و

 

 هرچی از زیباییاش بگم بازم کم گفتم ، نه به خاطر اینکه شهر خودمه،نه،

 

بلکه این حرف کساییه که این شهر رو از نزدیک دیدن و لقب عروس فارس رو

 

بهش دادن.فقط باید بیاین و از نزدیک ببینین

     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com                                             

"ز میمند ما عطر و گل با هم است"                                        

 

                  زمین و زمانش چنان خرم است                                           

 

   که اردیبهشتش گل و باغ و جوی                                           

 

   هزاران هزارش ببینی ، کم است                                          

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

 

 

 

 

          

       

       

+ نوشته شده توسط امير در یکشنبه 14 فروردین1390 و ساعت 5:16 بعد از ظهر |
                     

                     سایه حق

 

                 سلام   عشق 

 

                 سعادت    روح 

 

                 سلامت    تن  

 

                 سرمستی بهار

 

               سکوت لحظه دعا

 

                سرور  جاودانه 

 

                     

 

         ..این است هفت سین اریایی..

 

سالی پر از مهربانی،محبت،شادابی وسلامتی

 

      (برای مجردها پر از زن و شوهر خوب ب ب ب)

                                                          و

          (برای متاهلین صبر ایوب ب ب ب)

 

                    ....را ارزو مندم....

+ نوشته شده توسط امير در جمعه 27 اسفند1389 و ساعت 11:16 بعد از ظهر |
 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

میخواهم بروم....اما نمیتوانم

به ناچار میمانم......دیگر حوصله ماندن هم ندارم..

ولی باید بمانم تا تو برگردی...

برگردی و پای رفتنم را پس بدهی....!؟

میخندم...به رقص برگهای بید در باد میخندم...

باد هم مرا به سخره گرفته است..

نمیدانم ..شاید به هم تبانی کرده اید که مرا بخندانید...

ولی دیگر نمیخندم...

دیگر به رقص پیچک و شاخه های بید نمیخندم..

فرو میریزم....بر سر خاک...

غصه هایم را بر در و دیوار میکوبم..

باشد که این حصار فرو ریزد و من رها شوم..

میتوانم............

انقدر میکوبم که دیوار فرو ریزد وغم

 بمیرد...

پس میکوبم.............

+ نوشته شده توسط امير در سه شنبه 24 اسفند1389 و ساعت 9:49 بعد از ظهر |

سلام خدمت دوستای گلم داستان امروز منو بشنوید... شروع نکرده بگم که

من هیچوقت خاطره نویس خوبی نبودم

خلاصه اگه اشکالی تو نوشته هام هست بببخخخشششیییدددیگه

ا


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در دوشنبه 16 اسفند1389 و ساعت 1:9 قبل از ظهر |
    تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

         ما از این راه به سر منزلش اسان برسیم

           وز غم یار به  اندیشه و عرفان   برسیم

            ما همانیم که گر دل طلبد شور وصال

            هر دو عالم بفروشیم وبه جانان برسیم

+ نوشته شده توسط امير در جمعه 13 اسفند1389 و ساعت 12:0 بعد از ظهر |

سادگیها زینت دنیای  توست

ارزویم سبزی فردای  توست

مهربانم رنگ  سرخ   لاله ها

شرم انها از رخ زیبای توست

 

 

برای یکی از عزیزانم که

 امروز تولدش بود تولدت مبارک

ایشالله صدسال زنده باشی......

+ نوشته شده توسط امير در جمعه 13 اسفند1389 و ساعت 11:43 قبل از ظهر |
   گفتم که به دل کاش دوایی بکنی

 

                       بر زخم دل زار شفایی بکنی

 

   گفتی که زمان قامت تو کرده کمان

 

           بهتر بروی فکر عصایییییییییییی بکنی

+ نوشته شده توسط امير در سه شنبه 10 اسفند1389 و ساعت 3:13 بعد از ظهر |
 تابه کی باران ببارد ديده بيدارمن

               تابه كي ابري بماندآسمان تارمن

 تابه كي تنهانشينم در رهت چشم انتظار

             غصه ها پيچیده اینجا در دل بيمارمن

 

              ...لطفا ادامه مطلب را بخوانید..


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در سه شنبه 10 اسفند1389 و ساعت 0:6 قبل از ظهر |
دیریست که در بندو گرفتار تو هستم

خوبان دگر  هیچ که بیمار  تو هستم


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در دوشنبه 9 اسفند1389 و ساعت 10:26 بعد از ظهر |
دنیا هیچ نقصی ندارد

 

دیدن نقصهای دیگران از عیبهای نگاه کردن ماست.........

 

پس ما باید دید خودمونو نسبت به دنیای اطرافمون اصلاح کنیم

 

حتما اون موقع متوجه میشیم که دنیا واقعا بدون نقصه......

 

                                                                        یاعلی....

+ نوشته شده توسط امير در دوشنبه 2 اسفند1389 و ساعت 3:16 بعد از ظهر |
یه جایی خوندم که الماس حاصل فشار بیش از حده،

فشار کمتر حاصلش بلور و کمتر از اون زغال سنگه

خلاصه هرچی فشار کمتر بشه حاصلش غیر از سنگواره و

سنگ ساده و....نیست.

راستش دلم نیومد اینو تو وبلاگ نذارم چون خیلی ازش خوشم اومد.

زندگی هم به نظر من همینطوره... البته در مورد بیشتر ادما....

هرچی مشکلات بیشتر باشه ادم محکمتر، ابدیده تر و با ارزش تر میشه 

                                   ...درست مثل الماس...

در ضمن ببخشید که یه کم دیر به روز میشم.....

+ نوشته شده توسط امير در شنبه 30 بهمن1389 و ساعت 1:5 بعد از ظهر |
میروم تا ته راه..

میروم تا انجا که رهش خاکی و یک مدرسه است.

جوی پر ابی هم میرود پای درختان انار.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير در یکشنبه 10 بهمن1389 و ساعت 12:59 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM